محمد علي بن محمد باقر الوحيد البهبهاني ( كرمانشاهي )
19
خيراتيه در ابطال صوفيه ( فارسى )
يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ) « 1 » و اگر از فعلش مىپرسى ( هُو اللَّه الذى لا إله إِلّا هُوَ عالِمُ الغَيْبِ وَالشَّهادَةِ هُوَ الرَّحمنُ الرَّحيم ) « 2 » و اگر از ذاتش مىپرسى ( لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ البَصِير ) « 3 » . وصفات مذكوره ؛ صفات مختصّهء حق تعالى است ، خصوصاً با وجود قرائن مؤكّده ، و از ضروريات دين است كه اسماء خاصّهء الهى را به غير بارى اطلاق نمىتوان كرد ، خصوصاً با قرائن مؤكّدهء ارادهء حقيقت ، و همچنين الفاظ عامّه را با قرائن ارادهء معنى خدائى ، چنان كه ايشان مىكنند ، و از عبارات مراسلهء سابقيهء كرمانيه ، ومراسلات حلّاج وغيرها ظاهر است . واسماء خاصّهء حق تعالى نزد عرب « اللَّه » است ، ونزد فارس « خدا » ، ونزد ترك « تارى » ونزد هنود « رام » ، ونزد حبشه « ماتكو » واسماء عامّه مانند « رب » و « حىّ » و « قيّوم » و امثال آنهاست ؛ از قريب به هزار نام كه مشهور است ، و شكى نيست در كفر وارتداد قائل الفاظ وعبارات مذكوره ، والّا ارتداد بلفظى وعبارتى ثابت نخواهد شد اصلًا ، چنان كه گذشت . شيخ صدوق وغيره روايت كردهاند كه جمعى نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آمدند كه از آن جمله عبداللَّه بن سبا بود ، وگفتند كه : تو پروردگارى ! پس حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : چاه كندند و آنها را در چاه افكندند و به دود آتش ايشان را هلاك كردند « 4 » ، وحال آنكه رب از اسماء خاصّه نيست ، وقابل حمل وتوجيه هست ، و اين از جملهء مؤيّدات عدم جواز توجيه وتأويل كلام
--> ( 1 ) يس ( 36 ) : 82 ( 2 ) الحشر ( 59 ) : 22 ( 3 ) الشورى ( 42 ) : 11 ، تحفة الاخيار : 139 ( با اندكى اختلاف ) ( 4 ) رجال كشى : 1 / 323